حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

614

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

حكومت ولايات در اوائل قرن چهارم هجرى دولت عباسى چند ولايت داشت از اينقرار : مصر ، فارس ، بصره ، اهواز ، رى ، شام ، اصفهان ، و سرحدات . ولايتدار يا امير ولايت كه از جانب خليفه ميرفت يكى را بنام عامل يا خراجگير همراه داشت كه خراج ميگرفت و مخارج را ميداد و آنچه ميماند بپايتخت ميفرستاد و بحقيقت مانند پيشكار دارائى اينروزگار بود و منزلت وى كمتر از ولايتدار يا امير نبود و در مكاتبات عنوان او را همانند ولايتدار مينوشتند و منشورات دولتى را چون ولايتدار براى او نيز ميفرستادند امتياز ولايتدار اين بود كه امامت نماز داشت و خراجگير نداشت . هرجا ولايتدار و خراجگير وفاق داشتند كار ولايت بسامان بود و آنجا كه اختلاف ميكردند مشگلها ميزاد . همدستى ايشان بر ضد دولت خطرناك بود . بسال 319 ولايتدار فارس و كرمان بهمدستى عامل خراج مال ببغداد ندادند و مايه نگرانيها شدند ، اگر ولايتدار و عامل يكى بود خطر بيشتر ميشد ، بجكم ترك وقتى ولايتدار اهواز شد از قبول آن با وجود عامل خراج ابا ورزيد تا هر دو مقام را به دو دادند و خودسرى پيشه كرد . وقتى دولت عباسى بضعف افتاد پيشتر ولايتداران اقامت پايتخت را ترجيح مىدادند و يكى را ميفرستادند تا بنام ايشان حكومت كند و نائبان و گاه ولايتداران كه كارها را آشفته ميديدند دم از استقلال ميزدند . احمد بن طولون ولايتدار و خراجگير بود كه مصر را به راه استقلال برد ، اخشيد نيز برسم او رفت يعقوب ليث صفار كه بسيارى ولايتهاى دولت را بگرفت و خليفه را بنفوذ خود تسليم كرد و دولت صفاريان ( 254 - 290 ) را پى افكند كه گاه اسما تابع بغداد بود